:: يکشنبه 30 شهريور 1399
   

Enter Title

 

تاریخ و فرهنگ بجستان

 پژوهشی از : حمید رضا خزاعی


حمیدرضا خزاعی

اين مطالعات در سال 1385 به صورت میدانی و توسط حمید رضا خزاعی انجام شده است. گزارش به نکات و دقايقي توجه نشان داده تا ساختار فرهنگي مردمان اين سرزمين را نشان دهد، بنابراين اطلاعات آمده در گزارش همواره تازگي خود را حفظ خواهند کرد، حتي اگر مظاهر مادي آن از ميان بروند.

   بررسی تاریخ و فرهنگ بجستان با تکیه بر آب و سازه های آبی

سابقه ی تاریخی بجستان

شهر بجستان در 51 كيلومتري شمال غرب شهرستان گناباد واقع شده طول جغرافيايي آن 58 درجه و 10 دقيقه و عرض آن 34 درجه و 31 دقيقه و ارتفاع آن از سطح دريا 1250 متر است. اين شهر در گذشته با نام هاي بوزستان، بزستان، بژستان و بغستان نيز مشخص مي¬شده نام بجستان يا بغستان ( سرزمين ايزد ) گوياي اين حقيقت است که پيدايش شهر به گذشته¬هاي دور باز مي¬گردد، شايد به دوران قبل از زردشت. وابستگي شهر بجستان به آئين¬هاي قبل از زردشت را مدرک ذيل تاييد مي¬کند:
در نوشته¬اي به زبان پهلوي که در ترفان چين به دست آمده است ، مرگ مهر را در روز دو شنبه چهارم شهريور ، جام ( ساعت ) يازده در استان بجستان و شهرستان بيد آباد دانسته است . برگردان متن پهلوي فوق عبارت است از :
« همچو شهرياري که سلاح و تن پوش فرو نهد و تن پوش شاه وار ديگر در بر کند ، بدين گونه فرشته ي روشن فرا نهاد تن باره ي رزمگاه و نشست به ناو روشن و تن پوش بغاني برگرفت با ديهيم روشن بساک هژير و در شادي بزرگ و با بغان روشن که از راست و چپ شوند با چنگ و سرور و شادي پرواز کرد به ورج بغاني همچو برق تيز و نيازک تند به سوي بامستان صبح روشن و ماه گردون به گردآمدن گاه بغاني و با پدر آهورمزد بغاني آسود .
بي کس و سوگوار گذشت همه ي رم راستان را چه کدخداي درگذشت . . . اين کده . . . پرنيران . . . به شهرياري اختر . . . به چهارم شهريور ماه ، ماه شهريور روز ، دوشنبه و يازدهم جام اندر استان بجستان و شهرستان بيد آباد بالا رفت نزد پدر روشن . . .  »1
پاره اي از مورخين بر اين باورند كه شهر بجستان توسط سام نريمان ساخته شده است . در مورد وجه تسميه آن علاوه بر سرزمين ايزد ، عده اي معتقدند كه بجستان در اصل باجستان بوده و در ازمنه قديم درياچه اي بين ترشيز و بجستان وجود داشته و در طرفين اين درياچه دو محل باجگير خانه وجود داشته كه يكي از آن ها بجستان كنوني بوده . عده اي ديگر معتقدند كه اصل آن بغستان بوده و معبد بزرگي داشته . بعدها بغستان ، بگستان شده و سپس معرب گرديده و بجستان گفته اند .
بجستان در قرون اوليه اسلامي همانند گناباد، ضميمه قهستان و مدتي ضميمه نيشابور و گاه نيز از توابع هرات شمرده مي شده است2 .
مسجد جامع دو ايواني بجستان در دوره تيموريان بنا گرديده است .
بجستان قديم داراي بارو بوده، در فواصلي معين و در امتداد بارو، برج هايي قرار داشته که نگهبانان بر فراز آن ها نگهباني مي داده اند. نگهبان ها بوق هايي داشته اند که به وقت لزوم با اين بوق ها به يکديگر علامت و خبر مي داده اند. باروي شهر داراي چهار دروازه بوده است : دروازه ي مزار ، دروازه ساود ، دروازه لو خندق و دروازه خر گلِ گاه . دروازه ها به هنگام شب بسته مي شدند . دروازه ها بيشتر براي آمد و شد بار و مسافر بود و اهالي شهر براي رفت و آمد به کشتزارهاي بيرون شهر از گذرگاه هاي باريکي که در باروي شهر وجود داشت استفاده مي کردند . اين گذرگاه ها با نام رخنه شناخته مي شدند و هرکدام نامي داشتند : رخنه ي نوروزگاه ، رخنه ي کوچه درونه ، رخنه ي سر گودال اُو ، رخنه ي گوخوريج و رخنه ي بغچه ني اي .
در گذشته که ناامني وجود داشت و شهرها دائماً در معرض حمله و غارت قرار داشت . مردم بجستان علاوه برکشيدن بارو بر گرد شهر ، راه چاره ي ديگري نيز براي مقابله کردن با اين مشکل پيدا کرده بودند . در شمال بجستان کوهي قرار دارد به نام کوه قراول . بر فراز کوه اگر به ايستي از سمت شمال تا سه فرسنگ و از سمت جنوب تا پنج فرسنگ ديده مي شود . در گذشته همواره يک نفر بر فراز کوه در جايگاه مخصوص و زير سايبان مي نشست و به بيابان خيره مي ماند . او با ديدن افرادي که به نظر مشکوک مي رسيدند ، آتش مي افروخت و با دود مردم را خبردار مي کرد که به درون حصار امن شهر فرار کنند و اگر کس يا کساني در مزرعه مشغول کار بودند و دير متوجه مي شدند و فرصتي باقي نبود تا خود را به حصار شهر برسانند در ميان کشتزارها پناه گاه يا برج هاي صحرايي ساخته بودند که به آن ها پناه مي بردند . اين برج ها معمولاً دو طبقه بود . طبقه ي زيرين برج آب انبار بود که در تمامي طول سال پر آب نگه داشته مي شدند . طبقه ي بالاي برج که تقريباً سه متر ارتفاع داشت ، محلي بود که ماندگان در مزارع به وقت خطر به آن ها پناه مي بردند . پناهندگان راه ورودي به برج را مي بستند  و آنقدر در برج مي ماندند تا خطر کاملاً برطرف مي شد .

ويژه گی مردم بجستان
بجستان مردماني قانع ، زحمت کش و ميهمان دوست دارد . در بجستان هيچوقت دزدي نمي شود باغ هاي انار به امان خدا رها شده اند ولي يک انار هم جابجا نمي شود .
مردم به يکديگر اعتماد دارند و به ندرت اتفاق مي افتد که کسي از اين اعتماد سوء استفاده کند .
گرفتن زن دوم در بجستان تقريباً نادر است .
مردماني متکي به خود دارد ، در شهر گدا وجود ندارد . شب ها غالباًدر خانه هايشان را نمي بندند و به کسي آزار نمي رسانند .
مردماني مذهبي و سخت پايبند دارد . خانم ها پايبند حفظ چادر هستند اما روي زنان غالباً باز و از صحبت با مردان گريز ندارند .
يکي ديگر از ويژه گي مردمان بجستان ، نقش برجسته ي هويت حيدري نعمتي است . در گذشته ساکنان شهر به دو گروه تقسيم شده بودند ( اين تقسيم بندي هنوز هم وجود دارد و در انتخابات شوراي شهر داراي نقشي بسيار پررنگ بوده است ) دو گروه فوق داراي تضادهاي عميق و بنيادي با يکديگر بوده اند :
بر پايه ي آن چه تاريخ مي گويد ، حيدري ها منسوب به شخصي به نام قطب الدين حيدر بوده اند . برخي از مورخين مانند حمدالله مستوفي و خواندمير ، او را همان قطب الدين حيدر توني ( فوت 618 هجري مطابق با 1221 ميلادي ) عارف قرن هفتم دانسته اند . قطب الدين حيدر به اين سبب که در ناحيه ي زاوه از شهرهاي قديم خراسان مدفون شده او را قطب الدين حيدر زاوه اي نيز گفته اند . پس از حمله مغول زاوه ويران و تربت حيدريه که مدفن قطب الدين حيدر است آبادان گرديد . پاره اي ديگر از مورخين حيدريان را منسوب به سلطان مير حيدر توني ( وفات 830 هجري مطابق با 1426 ميلادي ) متولد باکو و متوفي در تبريز دانسته اند . سلطان مير حيدر  چهار سال جلوتر از شاه نعمت الله ولي فوت کرده است .
نعمتي ها نيز منسوب به سيد نعمت الله کرماني معروف به شاه نعمت الله ولي ( وفات 834 هجري مطابق با 1431 ميلادي ) شاعر و عارف قرن نهم هستند که او را سلطان دراويش نيز لقب داده اند .
حيدريان از ابتدا شيعه ي دوازده امامي بوده اند اما شاه نعمت الله ولي پيرو مذهب تسنن بوده . اختلاف اين دو گروه ريشه در اختلاف پيروان اهل سنت و شيعه داشته و از قرن هشتم هجري اين اختلافات شدت گرفته است . در عهد صفويه بازماندگان و فرزندان شاه نعمت الله با خاندان صفوي از راه وصلت پيوند يافتند و به مذهب شيعه روي آوردند ، اما اختلاف ميان حيدري ها و نعمتي ها از ميان نرفت . مي گويند بعضي از پادشاهان صفوي به جنگ حيدري نعمتي دامن مي زدند چنان چه شاه عباس اول به جنگ حيدري نعمتي علاقه زيادي داشت و اين دو گروه را در مراسم رسمي به جنگ با يکديگر تشويق مي کرد .
در بجستان قديم خطي نامرئي محله ي حيدري ها ( سرگود ) را از محله نعمتي ها ( سرسنگا ) جدا مي کرد . رخنه ي سرده ، آب انبار نو ، آب انبار کهنه و آب انبار حاج قربان مرز ميان دو محله بود . هريک از دو محله حسينيه ي ويژه ي خود داشتند . حسينيه در حمام از آن نعمتي ها و حسينيه سرگود اختصاص به حيدري ها داشت . اين اختلافات در حدي بود که حيدري ها و نعمتي ها هرکدام قبرستان و غسالخانه ي جداگانه داشتند . حسينيه ي قلعه نيز در مرز ميان دو محله قرار داشت . برخورد حيدري ها و نعمتي ها بيشتر در ماه محرم و در روز عاشور اتفاق مي افتاد . از گذشته هاي دور سنت بر اين بود که هريک از دو گروه در ابتدا مراسم عزاداري روز عاشورا را در حسينيه ي خود برگزار مي کردند و سپس دسته ي نعمتي ها از حسينيه ي در حمام و دسته ي حيدري ها از حسينيه ي سرگود به سوي حسينيه ي قلعه که در منطقه ي بي طرف يا مرز ميان دو محله قرار داشت به حرکت در مي آمدند . هنگامي که دو گروه به هم مي رسيدند ، غالباً برخورد و دعوا امري اجتناب ناپذير و غيرقابل گريز بود . با پايان يافتن هر دعوا ، تعداد زيادي زخمي برجاي مي ماندند . در دوره هاي بعد براي جلوگيري از اين برخوردها ، توافقي ميان دو طرف برقرار گرديد که در روزهاي عزاداري ، صبح ها حيدري ها و عصرها نعمتي ها از حسينيه ي قلعه براي عزاداري استفاده کنند اما با همه ي اين حرف ها بازهم گاه و بي گاه در روزهاي عزادري به وقت خروج يک دسته و ورود دسته ي ديگر ، برخورد و کتک کاري بوجود مي آمد . آخرين برخورد جدي ميان دو گروه حدود سال 1323 اتفاق افتاد . مي گويند : « در يکي از شب هاي ماه محرم که دو دسته حيدري و نعمتي با نخل ها و جريده ها , علم ها و چلچراغ ها در سطح شهر به حرکت درآمده و مشغول سينه زني و عزاداري بودند در کنار خندق شهر به هم رسيدند . »
مي گويند : « پهناي راه عبور چيزي در حد دو متر بود و يکي از دو دسته بايد به درون خندق مي رفت تا دسته ي ديگر بتواند عبور کند و هيچ کدام از دو دسته حاضر به انجام چنين کاري نبودند . در اين وضعيت که جو متشنج و منتظر جرقه اي بود ، سنگي به چلچراغ يکي از دو دسته خورد ، دو دسته به هم ريختند و زد و خورد سختي درگرفت که عده ي زيادي زخمي شدند . »
اکنون بسياري از اين اختلافات از ميان برخاسته و دو گروه حيدري و نعمتي با صلح و آرامش در کنار هم زندگي مي کنند و ازدواج هاي بسياري ميان دو گروه اتفاق افتاده است اما پاره اي از مردم هنوز بر اين باورند که ميان حيدري ها و نعمتي ها هنوز تفاوت شخصيتي و کاري وجود دارد و شاهدي بر مدعاي خود مي آورند . مي گويند : « حيدري ها بيشتر به کار آزاد و تجارت روي آورده و بخش بزرگي از اين نوع مشاغل شهري در اختيار آن هاست . نعمتي ها برعکس به کارهاي اداري و آموزشي روي آورده و بيشتر حقوق بگير هستند .

کاريزهای بجستان
بحستان داراي چهار كاريز است كه آب سه كاريز آن را باهم مي گيرند و آب کاريز چهارم ، يعني کاريز سرده به صورت مستقل و جدا از ديگر کاريزها شرب مي گردد . آب شرب و آب ريخت و ريز مردم شهر در گذشته از طريق آب کاريز سرده تامين مي گرديد . مدار اين کاريز بر هفت است و در گذشته پيش از آن که شهر لوله کشي گردد هر جمعه آب کاريز به شهر اختصاص داشت و تمامي حوض ها و آب انبارهاي شهر را با آن پر مي کردند . کاريز سرده تنها کاريز شهر است که بر تمامي معابر و حوض هاي شهر قديم بجستان سوار بود . در دهه ي بيست ، در پي يک دوره خشکسالي هفت ساله کاريز سرده خشک مي شود . حوالي سال هاي 1324 و 1325 . کاريز به مدت ده سال خشک و متروکه باقي ماند تا اين که در حوالي سال 1335 به همت بخشدار وقت کاريز کف شکني شد و در سال 1337 آب کاريز دوباره جاري گرديد . مظهر کاريز قبل از کف شکني در زير پاي مسجد قنبر بود و پس از کف شکني ، مظهر حدود دويست متر پايين تر آمد و به فلکه ي شهرداري رسيد . در دوره اي که کاريز سرده خشک شده بود ، مردم براي آب شرب و آب ريخت و ريز خود دچار مشکل شده بودند . در راه زين آباد بند خاکي ساخته شده بود که آب باران را در آن جمع مي کردند و سپس اين آب را براي پرکردن آب انبارها مي آوردند . کوچه ها را جوي کندند و به هر زحمتي بود آب کاريز را به آب انبار حاجي ميرزا رساندند و آن را آب اندازي کردند . از درزاب نيز براي پر کردن آب انبارها آب مي آوردند و در زمستان ها که آب ارزش چنداني نداشت از سريده که حدود 27 کيلومتر با شهر فاصله دارد براي پرکردن آب انبارها آب مي آوردند . با راه افتادن دوباره ي کاريز سرده مشکل مردم حل شد و آب وقفي هر جمعه براي پر کردن حوض ها و آب انبارهاي شهر آب کاريز سرده را در شهر مي گرداندند .
کاريزهاي شهر بجستان به ترتيب عبارتند از :
کاريز سرده : اين کاريز از جنوب شرقي به شمال غربي کشيده شده و طول آن حدود 6 کيلومتر و عمق مادر چاه آن هشتاد متر است .
کاريز محمد آباد : اين کاريز از شرق به غرب کشيده شده ، طول آن تقريباً 3 کيلومتر و مادر چاه آن حدود 50 متر عمق دارد .
کاريزِ نوکاريز : اين کاريز از شرق به غرب کشيده شده ، طول آن سه کيلومتر و عمق مادر چاه آن حدود  شصت متر است .
کاريز گل بيد : اين کاريز رو به غرب امتداد دارد ، طول آن سه کيلومتر و عمق مادر چاه آن حدود 75 متر است .
هر چهار کاريز در وضع موجود فعال بوده و باغ ها و اراضي کشاورزي شهر متکي به آب اين چهار کاريز هستند .

کاريزهاي سه گانه يا قنوات ثلاثه  
اهالي بجستان ، كاريزهاي سه گانه گل بيد ، محمد آباد و نوكاريز را با نام قنوات ثلاثه  مي شناسند . آب هرسه كاريز در يك نهر به جريان مي افتد و باهم شرب مي گردد . مالکيت در قنوات ثلاثه به معني شريک بودن در هرسه کاريز است . اسناد مالکيت نيز گوياي همين واقعيت هستند .
در ميان اين سه کاريز ، پر آب ترين آن ها نوكاريز با 62 ليتر در ثانيه و كم آب ترين آن ها گل بيد با 28 ليتر در ثانيه است . برپايه ي اظهارات مردم کاريز گل بيد قديمي ترين آن ها و کاريزِ نوكاريز جديدترين آن هاست . به نظر مي رسد که قدمت كاريزها بخصوص كاريز گل بيد بايد برابر با قدمت خود بجستان باشد ، زيرا منبع آبي شناخته شده ي ديگري که شهر بر پايه ي آن شکل گرفته باشد وجود ندارد . در پيرامون بجستان هيچگونه بستر رودي که حاکي از جريان مستمر آب در چند هزار سال گذشته باشد وجود ندارد ، بنابراين پديد آمدن کاريز يا کاريزها مقدم بر شکل گيري شهر هستند. علاوه بر مورد فوق بايد توجه داشت که اقتصاد بجستان ، پايه اي به غير از کشاورزي ندارد و کشاورزي بدون آب امري محال و غيرممکن است . بنابراين کاريزهاي بجستان شاه رگ حياتي شهر بجستان هستند و شهر بر پايه ي اين کاريزها پديد آمده ، توسعه يافته و به امروز رسيده است .
مهمترين ويژگي كاريزهاي سه گانه بجستان نظام حاكم بر تقسيم آب آنها است . كليه اجزاء اين نظام انديشيده شده و  در خدمت  كل نظام  است . اين نظام بنظر مي رسد كه از گذشته هاي بسيار دور مي آيد و در طي تاريخ صيقل خورده و به مطلوبترين شكل ممكن درآمده است .

  نقشه دشت بجستان، موقعیت شهر و قرار گیری کاریزها

مشخصات سه کاریز

كاريز گل بيد : طول کاريز حدود 3 كيلومتر ، داراي 65 حلقه چاه بوده ، عمق مادر چاه آن 50 متر و دبي آن 28 ليتر برثانيه است .
كاريز محمد آباد : کاريز حدود 5/2 كيلومتر طول دارد ، داراي 50 حلقه چاه بوده و عمق مادرچاه آن حدود 50 متر است .
نوکاريز : طول يا كشش نوكاريز 4 كيلومتر است ، 80 حلقه چاه دارد ، عمق مادرچاه آن 60 متر و دبي آن 62 ليتر برثانيه است .


گردش آب
مدار ثبتي كاريزهاي سه گانه بجستان 14 روز است ، اما گردش آب برحسب فصل تغيير مي كند . اين تغيير از نظمي خاص تبعيت مي كند و در همه ي سال ها شكل ثابتي  دارد .
ابتداي گردش آب يا اول سال زراعي ، روز اول نوروز است . در ابتدا دو مدار 21 شبانه روزي قرار دارد ( هوا معتدل و گاه همراه با باران است ) ، سپس چهار مدار 14 شبانه روزي ( گرماي تابستان هنوز شديد نشده ، در انتهاي بهار و ابتداي تابستان قرار داريم ) ، آن گاه يازده مدار 10 شبانه روزي ( اوج گرماي تابستان ) و در پايان هفت مدار 21 شبانه روزي قرار مي گيرد ( پاييز و زمستان ) . در پايان هرسال ده شبانه روز اضافه مي آيد . آب اضافه به فروش رسيده و پول آن براي مخارج احتمالي كاريزها كنار گذاشته مي شود .
فرهنگ يا مظهر سه كاريز در سه نقطه مختلف شهر قرار دارد . آب سه کاريز پس از رسيدن به سطح خاک بايد  فاصله اي را طي كنند تا به هم  برسند و تشكيل  يك  نهر واحد را  بدهند . آب کاريزها در فاصله رسيدن به هم ، داراي اراضي خاص خود هستند . اين اراضي خاص ، نمي توانند از ديگر كاريزها مشروب شوند . بنابراين در ابتداي هر مدار ، آب هر كاريز به مدت 6 ساعت در نهرهاي جدا از هم شرب مي شود . با پايان يافتن 6 ساعت اوليه ، آب نوكاريز و گل بيد به هم مي رسند و با هم مخلوط مي شوند  كه در اصطلاح محلي گفته مي شود : « آب كامل شد . »
از اين پس تا پايان شبانه روز سوم آب كاريز محمدآباد ، در نهري مستقل و آب كامل نيز در نهري ديگر شرب مي گردند . در صبح روز چهارم آب هرسه كاريز به هم مي رسند و با هم مخلوط مي شوند . اين حالت را در اصطلاح محلي ورهم (Verham) مي گويند . « بايد توجه داشت كه حالت ورهم شدن آب برحسب نوع مدار يعني مدار 10 روزه يا 14 روزه يا 21 روزه متغير بوده و از غروب روز سوم درحالت 10 روزه و ساعت 10 صبح روز چهارم در حالت مدار 21 روزه تغيير مي كند » بنابراين در هر مدار ،  6 ساعت اول هر كاريز اراضي خاص خود را كه در نزديكي مظهر قرار دارد را مشروب مي سازد . در پايان شش ساعت اول ، آب به محل تلاقي اول و در پايان شبانه روز سوم به محل تلاقي دوم يا نهايي خود مي رسد . به تعبيري ديگر تا رسيدن آب به محل تلاقي نهايي  اراضي بالادست شرب  مي شود و پس از آن ، شرب اراضي پايين دست آغاز مي گردد
.


مظهر بزگترین کاریز شهر بجستان، نوکاریز


مظهر کاریز گل بید، این کاریز قدیمی ترین کاریز بجستان است.


مظهر کاریز محمد آباد

واحد سنجش زمان

واحد سنجش زمان چه در گذشته و چه در زمان حاضر ، پياله يا فنجان است . فنجان يا پياله عبارت از ظرفي مسين يا برنجي است كه ته آن سوراخ شده است . اين سوراخ با كمك يك مهره ( مهره‌ پيچ) كه بركف ظرف جوش داده شده ، پديد آمده است . سوراخ کف پياله همواره اندازه ثابتي دارد و غيرقابل تغيير است ( به خاطر نوع آلياژ مهره نمي توان با دست كاري آن را گشاد يا تنگ كرد . ) پرشدن پياله و سقوط آن به ته ديگ حدود 5/4 دقيقه طول مي كشد . با غرق شدن فنجان ، بايد فنجان را از آب خارج كرده ، فنجان خالي را به صورت وارونه تا روي سر بالا برده و سه بار گفته شود : « سبحان ا... ، سبحان ا... ، سبحان ا... »
و فنجان بر سطح آب ديگ يا تشت گذاشته شود . اين عمل  حدود  5/3 تا 4  ثانيه  به طول مي انجامد كه بر زمان فنجان افزوده مي گردد ، بنابراين هر فنجان به لحاظ زماني برابر با چهار دقيقه و سي و چهار ثانيه خواهد بود و هر شبانه روز برابر با 316 فنجان است .

حجم آب هر كاريز در محاسبات محلي
همانطور که گفته شد در ابتداي هر مدار آب هر کاريز به صورت مستقل شرب مي گردد و صاحبان آب در هرسه کاريز شريک هستند ، بنابراين بايد پايه اي قابل قبول براي محاسبات وجود داشته باشد تا اختلاف نظري پيش نيايد . عرف محل از گذشته هاي دور مشخص کرده است :
محمد آباد = يك
گل بيد = يك
نوكاريز = يك و نيم
بنابراين اگركسي يك فنجان آب در کاريزهاي سه گانه داشته باشد و بخواهد همه ي آب خود را در كاريز محمدآباد يا كاريز گل بيد تحويل بگيرد . مي تواند از آب هرکدام از اين کاريزها 5/3 فنجان شرب كند . اگر همين فرد بخواهد در نوكاريز آب خودش را تحويل بگيرد مي تواند 3/2 فنجان آب شرب كند
.

نظام حاكم بر تقسيم آب
ترتيب آبياري مزارع و باغ ها نيز به گونه اي سنجيده و قانونمند شکل گرفته است . كار آبياري در ابتداي مدار از نزديك ترين مزرعه يا باغ به مظهر كاريز آغاز و در آخرين روز مدار ، آخرين مزارع موجود که در انتهاي آبخور كاريز قرار گرفته اند آبياري مي شوند . با پايان يافتن مدار ، دوباره آب را در مظهر كاريز مي بندند . هر قطعه زمين کشاورزي يا باغ با توجه به فاصله اي كه تا فرهنگ يا مظهر كاريز دارد ، جايگاهش در مدار مشخص مي شود . صاحب زمين بايد در همان زمان خاص که از پيش مشخص شده است ، در سرِ زمين خود حاضر باشد ، آب را تحويل بگيرد و زمين خود را آبياري كند . صاحب آب اگر به هر دليلي نتواند در آن روز و ساعت خاص ، زمين خود را آبياري كند و آب از کنار مزرعه ي او عبور کند و نوبت به مزارع بعدي برسد ، صاحب زمين ديگر نمي تواند آن زمين را آبياري كند و بايد صبر كند تا نوبت آبياري زمين در مدار بعدي فرا برسد .
البته اين حق براي وي محفوظ است كه سهميه آب خود را در روزهاي بعد اگر زميني در اراضي آب خور روزهاي بعد دارد آبياري كند و يا پول آب خود را بگيرد . البته  اين حق به روزهاي قبل از نوبت فرد تعلق نمي گيرد ، يعني اگر زارعي نوبت آبياري زمينش در روز دهم مدار است نمي تواند آب خود را در روز نهم يا زودتر ... تحويل بگيرد حتي اگر زميني در آبخور همان روز داشته باشد .
افراد موظف هستند كه در ابتداي هرسال زراعي زميني را كه مي خواهند بكارند مشخص و آب مورد نياز را معين و آن را طي درخواستي کتبي تحويل مؤلف بدهند .
در نظام حاكم بر توزيع آب كاريزهاي سه گانه ، سلسله مراتب خاصي ميان افراد وجود دارد و هر فرد كه در درون اين نظام قرار مي گيرد داراي جايگاه و مرتبه خاص است و وظايفي خاصي را برعهده دارد . اين سلسله مراتب برحسب اهميت و جايگاه افراد در نظام عبارت است از
:

شورای كشاورزي
اين شورا مركب از هفت  نفر نماينده است كه توسط صاحبان آب يا كشاورزان و باغداران انتخاب مي شوند . وظيفه اين شورا مشخص كردن سياست ها و نظارت بركار كارگزاران و كار پردازان تقسيم آب است . نمايندگان اين شورا در سال زراعي گذشته عبارت بودند از :
1-    آقاي تقي زاده
2-    آقاي حاج غلامرضا مظلومي
3-    آقاي شفاهي
4-    آقاي رستم زاده
5-    آقاي مرجاني
6-    آقاي نجف زاده
7-    آقاي هادي زاده


مؤلف
مؤلف در واقع همان ميراب است كه حساب و كتاب سهم آب افراد يا آب نامه كاريز را در دست دارد . وي مقسم و تقسيم كننده اصلي آب است و جايگاه هريك از بهره برداران را با توجه به سهم آب و درخواستي كه در ابتداي سال زراعي دريافت کرده مشخص مي كند . البته بايد توجه داشت که جايگاه هر فرد را فاصله زمين آن فرد تا مظهر كاريز مشخص مي كند .
مؤلف براي هر مدار دفتر روزانه اي ترتيب مي دهد ، دراين دفتر اطلاعات مربوط به هر روز ( اين اطلاعات را كيال ها مي آورند ) و مولف با دقت آن را در دفتر ثبت مي کند .
براي هر سال زراعي نيز يك دفتر كل ترتيب داده مي شود . دراين دفتر براي هر بهره بردار صفحه يا صفحات جداگانه باز شده است . اطلاعات مربوط به هر مدار با دقت و امانت از دفتر روزانه وارد دفتر كل مي گردد تا مشخص شود كه هر بهره بردار در هر مدار و در طول سال چقدر آب دريافت کرده است .
برطبق اظهار نظر كشاورزان و دست اندركاران ، مؤلف در گذشته براي انجام خدمات خود دستمزدي دريافت نمي كرد و هدف بيشتر جايگاه و موقعيت مؤلف در نزد افكار عمومي بود . مولف در گذشته داراي موقعيت و جايگاه نسبتا بالايي در نزد افکار عمومي بوده است . در سال هاي اخير مولف براي انجام خدمات حقوق دريافت مي دارد .
كاريزهاي سه گانه يا قنوات ثلاثه بجستان در وضع موجود داراي دو مؤلف است كه سالانه مبلغي را به عنوان حقوق دريافت مي کنند . مؤلفين علاوه بر مبلغ فوق داراي درآمد و عوايد ديگري نيز هستند. خريد و فروش آب بايد با اطلاع مؤلف انجام شود و براي خريد و فروش هر فنجان آب مبلغ دو هزار تومان به مؤلف پرداخت مي گردد . ( اين حق و حقوق در گذشته نيز وجود داشته و مبلغ آن را عرف ، شرايط اقتصادي و قيمت هر فنجان آب تعيين مي کرده است


كيال
كيال كسي است كه آب را پيمانه مي كند و تحويل صاحب آب مي دهد . كاريزهاي سه گانه بجستان داراي 4 نفر كيال است . 2 نفر مسئول كاريز گل بيد و نوكاريز و 2 نفر ديگر مسئول كاريز محمدآباد هستند .
كيال ها حساب آب هر شبانه روز را برحسب صورتي كه از مؤلف دريافت كرده اند شرب مي كنند . كيال و فنجان دو جزء جدايي ناپذير سنجش زمان يا كيل كردن آب هستند . كيال همراه با آب حركت مي كند و آب را در سر مزرعه يا باغ تحويل مزرعه دار يا باغ دار مي دهد .
سنجش زمان يا كيل كردن آب از زماني آغاز مي شود كه دريچه نهر را رو به يك مزرعه يا باغ باز كنند . دراين حال كيال موظف است فنجان را برروي تشت آب بگذارد . هربار كه فنجان پراز آب در تشت غرق مي شود ، كيال بلافاصله فنجان را از آب بيرون آورده ، آن را به صورت وارونه به بالاي سر مي برد و سه بار پشت سرهم مي گويند : « سبحان الله.... »
اين سبحان الله ها غليظ ادا مي شود و زماني بين 5/4 تا 5 ثانيه به طول مي انجامد و سپس فنجان را دوباره برروي آب مي گذارد و يك ريگ به نشانه يك فنجان آب كنار مي گذارد . اگر باغدار يا مزرعه دار صاحب ده فنجان آب باشد ، ده ريگ كه كامل شد . جويبان ، دريچه ورودي آب به باغ يا مزرعه را بسته و دريچه مزرعه بعدي را باز مي كند . در اين حال كيال سنجش زمان براي مزرعه بعدي را آغاز مي كند .
در زماني كه باد مي آيد و غبار به هوا بلند مي شود ، كيال وظيفه دارد پارچه اي را روي تشت بيندازد كه غبار برروي فنجان ننشيند و يا باد فنجان را لپر ندهد . کيال با اين تمهيد مانع از آن مي شود كه حقي از كسي ضايع گردد و كسي بيشتر يا كمتر از سهم خود آب دريافت كند .
در زمان آبياري باغ يا مزرعه ممكن است صاحب باغ يا مزرعه سه فنجان آب داشته باشد اما ببيند كه زمين يا باغش با سه فنجان آبياري نمي شود . دراين حال به كيال مي گويد : « يك فنجان ديگر هم بگذار بيايد . »
كيال اين يك فنجان را در دفتر يادداشت مي كند . برعكس اين حالت نيز ممكن است اتفاق بيفتد و کسي آب اضافه داشته باشد . كيال اين را هم در دفترش يادداشت مي كند .
در پايان روز يا شب كاري ، وقتي كيال كار را به كيال بعدي تحويل مي دهد . كيال اول موظف است گزارش كار خود را به دفتر مؤلفين تحويل دهد .
كساني كه آب اضافه داشته و يا بيش از سهميه خود آب دريافت كرده اند . بايد به دفتر مؤلف مراجعه كنند . مؤلف برحسب گزارش كيال ، پول آب شرب شده را از كسي كه آن را شرب كرده دريافت و به صاحب آب تحويل مي دهد .
گاه نيز اتفاق مي افتد كه چند باغدار يا زارع كه در همسايگي هم هستند . يكي آب اضافه دارد و يكي براي شرب مزرعه يا باغش آب كم دارد . آب اضافه خريد و فروش مي گردد ، اما كيال به اين معاملات نبايد توجه كند و بايد تعداد فنجان آبي كه به هر مزرعه يا باغ تحويل داده در دفترش ثبت كند . كساني كه آب خريد و فروش كرده اند بايد به دفتر مؤلف مراجعه و مؤلف را در جريان كار خود قرار دهند تا آن را از حساب آن ها كم يا زياد كند .
همان طور كه پيش تر از اين گفته شد كاريز محمد آباد دو كيال دارد و دو كيال ديگر نيز مربوط به كاريز گل بيد و نوكاريز هستند . در شش ساعت اول هر مدار كه آب هر كاريز به صورت جدا از هم شرب مي شود . يك كيال برروي نوكاريز ، يك كيال برروي گل بيد ، دركاريز محمدآباد نيز ممكن است يك كيال يا هردو كيال حاضر باشند .
بعد از سپري شدن 6 ساعت اوليه ، آب نوكاريز و گل بيد مخلوط مي شوند . با اين حال تا صبح روز چهارم آب كاريز محمدآباد به تنهايي و آب نوكاريز و گل بيد با هم شرب مي شوند در اين حالت كيال ها زمان را بين خود قسمت مي كنند تا بتوانند زماني براي استراحت داشته باشند . اما در شب هر دو كيال بايد برسركار خود حاضر باشند .
در پايان شبانه روز سوم يا آغاز روز چهارم آب هرسه كاريز باهم مخلوط شده و در اصطلاح محلي ورهم مي شود . در اين حال 4 نفر كيال به صورت نوبتي عمل مي كنند يعني در هر شبانه روز دو نفر ( يك نفر از محمد آباد و يك نفر از نوكاريز و گل بيد ) به كار كيل كردن آب مي پردازند و دو نفر ديگر استراحت مي كنند .
معمولا هر صبح به وقت آفتاب طلوع ، زمان تحويل و تحول كارِ كيال هاست . در اين حال بايد هر چهاركيال حاضر باشند و عمل تحويل آب صورت پذيرد . كيال ها بايد در هر شبانه روز 316 فنجان آب تحويل زارعان و باغداران دهند در صورتي كه آب تحويل داده شده به 316 فنجان نرسد ، كيال ها به اندازه اي كه كم آورده اند جريمه مي شوند اما اگر آب اضافه بياورند به نفع خودشان خواهد بود .
در وضع موجود به هركيال در طول سال 150 هزار تومان دستمزد پرداخت مي گردد . بقيه دستمزد آن ها از طريق آب اضافه تامين مي شود . اين آب اضافه از طريق كيل هر جوي كه به صورت مشروح مورد بحث قرار خواهد گرفت تامين مي گردد .
در گذشته كيال ها از هر قفيز زمين ( 300 مترمربع ) 15 سير گندم يا جو به عنوان دستمزد دريافت مي كردند . اين دستمزد در زمان برداشت محصول از كشاورزان دريافت مي گرديد

.
كيل جوی
زماني طول مي كشد تا آب از ابتدا تا انتهاي  جوي را طي كند . اين زمان را  كيل جوي مي گويند. معمولا آخرين مزرعه يا باغي كه از آن جوي آب مي گيرد . كيل جوي را به حساب او گذاشته و آب را در ورودي جوي مي بندند و ورودي جوي ديگر را باز مي كنند

.
جويبان
جويبان در اصطلاح محلي به جوو (Juvu) مشهور است . جويبان فردي است كه توسط صاحبان آب اجير شده و در گذشته وظيفه داشت در راسته جوي ها حركت كند ، اگر برقي ضعيف شده آن را قوي كند . اگر جايي را آب برده ، محل آب بردگي را مرمت كند . اگر خس و خاشاكي جلو آب را گرفته ، آن را از سرراه آب بردارد و كاري كند كه آب تمام و كمال به سر مزرعه برسد . البته بايد توجه داشت كه وظايف بالا مربوط به زماني بود كه نهرها يا جوي ها خاكي بود . از وقتي كه نهرها سيماني شده اند وظيفه جويبان نيز تغيير كرده است . در وضع موجود جويبان بعنوان وردست كيال كار مي كند . در باز و بسته كردن دريچه ها به صاحبان باغ و مزرعه كمك مي كند .
جويبان وظيفه دارد در زمان عبور آب از نزديك هر باغ ، صاحب باغ چه حضور داشته باشد و چه غايب باشد ، باغ او را آبياري كند . اين وظيفه در مورد زمين هاي زراعي وجود ندارد . در صورتي كه صاحب زمين زراعي حضور نداشته باشد ، جويبان حق آبياري آن زمين را ندارد . مگر آن كه صاحب زمين قبلا سفارش كرده باشد كه فلان قطعه زمين مرا آبياري كنيد . در اين حال صاحب زمين بايد مبلغي پول يا هديه اي به جويبان بدهد و او را راضي كند .
در وضع موجود ، هردو نفر كيال ، يك جويبان به همراه دارند . در زماني كه آب هر كاريز به صورت مستقل شرب مي شود باغداران و زارعان در كار باز كردن و بستن دريچه ها همكاري مي كنند .
دستمزد جويبان در گذشته براساس تعداد دريچه هاي آبگير تعيين مي شد . به ازاء هر دريچه ده سير جو يا گندم به جويبان پرداخت مي شد .

دشتبان
دشتبان وظيفه حفاظت و نگهداري از مزارع و باغ ها را برعهده داشت . در گذشته در اراضي آبخور كاريز هاي سه گانه ، پنج دشتبان وجود داشت . اين دشتبان ها در مقابل خدماتي كه ارائه مي كردند به ازاء هر قفيز زمين 15 سير گندم يا جو دستمزد مي گرفتند . در وضع موجود ديگر دشتباني وجود ندارد و هر زارع خود وظيفه حفظ و حراست محصول خود را به عهده دارد .

صاحب كار
صاحب كار در واقع همان مقني بود كه وظيفه اش نظارت برکار هر سه كاريز بود . كار لايروبي و مرمت كاريزها و شترگلوها زيرنظر صاحب كار انجام مي شود .
مشخص كردن نوع خرابي ، اجيركردن كارگر و آوردن آن ها ، برعهده صاحب كار است .
صاحب كار در مقابل خدماتي كه ارائه مي دهد در گذشته ماهي 5000 تومان و در وضع موجود ماهي 20 هزار تومان ( 1369 ) دريافت مي كند . در موقع مرمت و لايروبي اگر خودش هم مشغول به كار شود دستمزد جداگانه اي دريافت مي كند
.

آسيا
برسرراه آب كاريزهاي سه گانه بجستان در گذشته اي نه چندان دور 9 آسيا وجود داشته است . اين آسياها با آمدن آسياهاي موتوري از دور خارج شده و كم كم ويران گرديدند . مجموعا 9 آسياي آبي فعال در سطح شهر وجود داشت که عبارت بودند از :
-    آسياي دم كاريز ، آسياي دروازه سابات و آسياي مولانا . اين سه آسياب با آب كاريز گل بيد مي گرديدند .
-    آسياي كوچه حسينيه و آسياي جارچين . اين دو آسياب با آب كاريز محمدآباد مي گرديد .
-    آسياي مشتري با آب كامل يا آب گل بيد و نو كاريز مي گرديد .
-    آسياي  پهلوان ، آسياي  چارباغ و آسياي سرآب كلي . اين سه آسياب با آب ورهم يا آب کاريزهاي گل بيد و نوكاريز و محمدآباد مي گرديدند .


کیال و جویبان در حال پیمانه کردن زمان و تحویل آب


تاس و فنجان

منابع تاریخی:
1- گذر سرزمين ايزد ، تاليف : علي برزگر ، چاپ : تابستان 1370 ، ص 50
2-  جغرافياي تاريخي گناباد ـ سيد حسين محتبوي ـ صفحه 49 و 50